مرکز اطلاعات

بزرگ‌ترین دروغ در بازاریابی B2B: چرا استدلال‌های "منطقی" شما فروش نمی‌آورد؟

در مورد بزرگ‌ترین دروغ در بازاریابی B2B: چرا استدلال‌های "منطقی" شما فروش نمی‌آورد؟ اطلاعات مفید و تحلیل‌های تخصصی.

تیم **212 Medya**آژانس بازاریابی دیجیتال
بزرگ‌ترین دروغ در بازاریابی B2B: چرا استدلال‌های "منطقی" شما فروش نمی‌آورد؟

در دنیای بازاریابی دیجیتال یک هشدار خطرناک وجود دارد:

  • B2C (بازاریابی به مصرف‌کننده): احساسی است. بر پایه شادی، عشق، هیجان و статус بنا شده است.

  • B2B (بازاریابی به شرکت): منطقی است. کاملاً بر پایه ROI (بازگشت سرمایه)، KPI (شاخص عملکرد)، بهره‌وری و مشخصات فنی بنا شده است.

این زنگ خطر، شماره یک دلیلی است که چرا شرکت‌های B2B وب‌سایت‌های خود را به بروشورهای دیجیتال کسل‌کننده تبدیل می‌کنند و ارائه‌های بازاریابی خود را به لیست مشخصات فنی تبدیل می‌نمایند. آنها معتقدند که می‌توانند با "CRM ما ۲۰% سریع‌تر است" یا "دستگاه ما ۱۰% کمتر انرژی مصرف می‌کند" مانند استدلال‌های "منطقی" فروش کنند.

و بیشتر اوقات، نمی‌توانند بفهمند که چرا این استدلال‌های منطقی نمی‌توانند جلسه فروش را "ببندند".

در اولین بخش B2B مجموعه "کلاس نابغه" ما، بزرگ‌ترین دروغ در صنعت را فاش می‌کنیم: بازاریابی B2B از B2C "منطقی‌تر" نیست. برعکس، بسیار "احساسی‌تر" است.

فقط احساسات متفاوت هستند.

استراتژی "نابغه": "اصول ریسک شغلی" (The Career Risk Principle) احساسی که بازاریابی B2B را هدایت می‌کند، نه "شادی" یا "هیجان" بلکه "ترس" است.

برای درک این ترس، باید تفاوت میان دو سناریو را به وضوح مشاهده کنیم:

  • خطای B2C (احساس: پشیمانی): در بازار اشتباه یک برند شامپو خریدید. از آن خوشتان نیامد.

  • زیان شما: ۵۰ هزار تومان و ۱۰ دقیقه زمان.

  • تاثیر احساسی: پشیمانی جزئی.

  • خطای B2B (احساس: وحشت / ترس از شغل): شما مدیر IT هستید که برای خرید نرم‌افزاری به ارزش ۵۰۰.۰۰۰ تومان تیم و مدیریت را قانع کرده‌اید. آنها به استدلال‌های "منطقی" شما اعتماد کرده‌اند. شما نرم‌افزار را خریدید.

  • نتیجه: ادغام خراب شد. تیم نتوانست نرم‌افزار را استفاده کند. به جای افزایش بهره‌وری کاهش یافت.

  • زیان شما: فقط ۵۰۰.۰۰۰ تومان نیست.

  • زیان شما: اعتبار شما در هیئت مدیره، شانس ترفیع شما، اعتماد تیم به شما و در بدترین حالت، شغل شماست.

این است "حقیقت‌های نابغه": خریدار B2B (آن مدیر IT) به دنبال "بهترین ویژگی شما" نیست. خریدار B2B به دنبال گزینه "ایمن‌ترین" است که او را در موقعیت احمق نگذارد.

وظیفه واقعی بازاریابی شما این است که فریاد نزنید "چرا ما بهترین هستیم؟" بلکه در گوش مشتری خود نجوا کنید "اگر با ما کار کنی، شغل‌ات در امان است".

تبدیل بازاریابی شما از "منطقی" به "تضمین احساسی" خریدار B2B از یک "کمیته خرید" تشکیل شده و هر یک نیاز احساسی "متفاوتی" دارند. در اینجا چگونگی ارتباط با این ۳ احساس اصلی:

۱. احساس: ترس (محدودکننده - معمولاً مالی/IT) این جمعیت بیشتر از "چه چیزی به دست خواهیم آورد؟" به "چه چیزی را ممکن است از دست بدهیم؟" فکر می‌کنند.

  • بازاریابی استاندارد (منطقی): "سریع‌ترین نرم‌افزار CRM. ۳۰% افزایش بهره‌وری."

  • "بازاریابی نابغه" (مدیریت ترس): "فناوری امن تأیید شده توسط ۵۰ CFO از صنعت شما. خطر ادغام ناموفق %۰." یا "پروتکل امنیت داده‌های ما را بررسی کنید. هیچ خطر جریمه KVKK وجود ندارد."

۲. احساس: اعتماد (فعال‌ساز - معمولاً تیم فنی/کاربر) این جمعیت می‌پرسد: "اگر به مشکل بیفتم، آیا این افراد در آنجا خواهند بود؟"

  • بازاریابی استاندارد (منطقی): "پشتیبانی ۲۴ ساعته و تیم متخصص." (کلیشه‌ای که همه می‌گویند).

  • "بازاریابی نابغه" (ساخت اعتماد): "مشتری ما X: 'حتی ساعت ۲ شب با تیم فروش تماس گرفتیم. آنان مشکل ما را همانند مشکل خودشان حل کردند.' (تحلیل مورد را بخوانید)" یا "گارانتی پشتیبانی ۲۴ ساعته نیست، قرارداد SLA با ۱۰۰% در دسترس بودن."

۳. احساس: статус / حرص (محرک - معمولاً مدیران دپارتمان) این جمعیت کسی است که تصمیم می‌گیرد و به این فکر می‌کند که این تصمیم چطور بر شغل او تأثیر خواهد گذاشت.

  • بازاریابی استاندارد (منطقی): "با راه‌حل ابری ما، هزینه‌ها را کاهش دهید."

  • "بازاریابی نابغه" (موفقیت شخصی): "مدیران IT که از این راه حل استفاده کردند، زمان گزارش‌دهی را از ۴۰ ساعت به ۴ ساعت کاهش دادند و به عنوان مدیر سال انتخاب شدند." (او نه تنها صرفه‌جویی می‌کند بلکه "قهرمان" شدن را نیز خریداری می‌کند).

حمایت شده

آیا بازاریابی شما فقط به قسمت 'منطق' مغز صحبت می‌کند؟ اعداد شما عالی هستند اما مشتری شما در پایان جلسه می‌گوید "باید کمی بیشتر فکر کنیم/ارزیابی کنیم"؟

این به معنی این نیست که "ما منطق شما را دوست نداریم". این به این معناست که "ما هنوز به شما اعتماد نمی‌کنیم".

به عنوان 212 Medya، ما استراتژی‌های بازاریابی را که احساسات 'اعتماد' و 'ترس' را در B2B هدایت می‌کنند، تنظیم می‌کنیم. بیایید داده‌های منطقی شما را به یک "بله" احساسی تبدیل کنیم.

تماس با ما

فقط اعداد نیستند، "احساسات" نیز تصمیم می‌گیرند این مسئله "تضمین احساسی" تنها به متن‌های تبلیغاتی مربوط نیست. هر قسمت از بازاریابی شما باید این حس را منتقل کند:

  • طراحی وب‌سایت شما: اگر وب‌سایت شما "ارزان"، "آماتوری" یا به نظر ۱۰ سال گذشته است، به مغز مشتری شما سیگنال "ریسک" می‌زند. اگر وب‌سایت شما "اعتماد ایجاد نکند"، ROI %۳۰ (داده منطقی) که ارائه می‌دهید هرگز خوانده نمی‌شود.

  • نگرش تیم فروش شما: آیا تیم شما خودخواه است، گوش نمی‌دهد، یا در وضعیتی از "ما می‌دانیم" است؟ خریدار (مدیر مالی) در ناخودآگاه خود می‌گوید "من نمی‌توانم با این افراد به مدت یک سال درگیر شوم" (احساس) و بعد از جلسه می‌گوید "ما یک نقص در مشخصات فنی پیدا کردیم" (عذر منطقی) و شما را حذف می‌کند.

به شرکت‌ها نه، به افراد در شرکت‌ها فروش کنید B2B در اصل به معنای P2P است (People-to-People / از انسان به انسان).

داده‌های منطقی، مشخصات فنی و جداول ROI… همه اینها برای بردن شما به جلسه اول و جلوگیری از حذف شما ضروری هستند.

اما چیزی که آن قرارداد یک میلیون دلاری را امضا می‌کند؛ اعتماد مدیر IT به شما و مدیریت احساس "ترس" مدیر مالی ("این افراد باعث دردسر من نخواهند شد") شماست.

همین حالا به صفحه اصلی وب‌سایت و آخرین ارائه فروش خود نگاه کنید. زبان شما چقدر "منطقی" و چقدر "تضمین احساسی" دارد؟ آیا فقط آنچه را که انجام می‌دهید توضیح می‌دهید یا اینکه چگونه مشکل بی‌خوابی شبانه مشتری خود (ترس از شغل) را حل کرده‌اید؟

Marka Bilinirliği

خواندن خوب است. اعمال کردن سود می‌آورد.

بیایید با هم برنامه‌ریزی کنیم که چگونه این استراتژی‌ها را به کسب و کارتان تطبیق دهید.

مشاوره رایگان